شاعر  احمدرضاجیواد  غزلیات احمدرضاجیواد  انچنان کردی جفا

احمدرضا:

شاعر احمدرضاجیواد

آن چنان کردی جفا بر این دل ديوانه ام

تاابد از درد دل با عاشقی بیگانه ام

حیف از آن شهری که ساختی از شلوغی در برم

چون تو رفتی از دیارم معبدی ویرانه ام

کاخ زیبای وجودم ای زیارتگاه دل

رفته ای من کنج خلوت در غمت مستانه ام

فکر من از هر طرف خواهد رود آنجا تویی

یاد خوبیهایت ای یار مانده بر کاشانه ام

گفته بر پیک صبا هر دم نمی یابد مرا

گو تو احمد با خودش من راهی میخانه ام

شانه هایم خالی از اشک دوچشمت نازنین

کاش آیی سرگذاری لحظه ای بر شانه ام

اشعار وغزلیات احمدرضاجیواد

شاعر: احمدرضاجیواد

صبح تو بخیر ای که مرا بی تو نفس نیست

جز یاد تو در کنج دلم خاطر کس نیست

ای جان دل و راز من و سازه ی عمرم

جانم به لب است جان جهان دانم وبس نیست

محبوس تو ام کنج قفس بال وپر م ریخت

هیچ کس به مثال دل من بند قفس نیست

رفتی ومنم باغچه ی آن خانه ی خلوت

وین شاخک من زاید و کس فکر هرس نیست

احمد بشنو حرف دلارام و مگو هیچ

در محکمه ی عشق توأم که دادرس نیست

مجموعه اشعار وغزلیات احمدرضاجیواد