شاعر: احمدرضاجیواد

صبح تو بخیر ای که مرا بی تو نفس نیست

جز یاد تو در کنج دلم خاطر کس نیست

ای جان دل و راز من و سازه ی عمرم

جانم به لب است جان جهان دانم وبس نیست

محبوس تو ام کنج قفس بال وپر م ریخت

هیچ کس به مثال دل من بند قفس نیست

رفتی ومنم باغچه ی آن خانه ی خلوت

وین شاخک من زاید و کس فکر هرس نیست

احمد بشنو حرف دلارام و مگو هیچ

در محکمه ی عشق توأم که دادرس نیست

مجموعه اشعار وغزلیات احمدرضاجیواد